السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

11

تفسير الميزان ( فارسي )

روزى كه آنان به شدتى وصف ناپذير ، به سوى جهنم رانده مىشوند ( 13 ) . و به ايشان گفته مىشود اين همان آتشى است كه در دنيا همواره آن را تكذيب مىكرديد ( 14 ) . حال آيا باز هم اين آتش سحر است ؟ ( هم چنان كه در دنيا سحرش مىخواندند ) يا امرى است ديدنى ولى شما بينايى نداريد ؟ ( 15 ) . بچشيد سوزش آن را چه صبر بكنيد و چه نكنيد برايتان يكسان است ، چون جزايى كه به شما داده مىشود همان اعمالى است كه مىكرديد ( 16 ) . به درستى كه مردم با تقوا در بهشتها و در نعيمند ( 17 ) . در حالى كه با يكديگر در باره آنچه پروردگارشان به آنان داده گفتگو مىكنند و لذت مىبرند ، و پروردگارشان از عذاب دوزخ محفوظشان داشت ( 18 ) . و به ايشان گفته مىشود بخوريد و بنوشيد ، گوارايتان باد به خاطر آن اعمال خيرى كه مىكرديد ( 19 ) . بهشتيان در حالى مىخورند و مىنوشند كه بر كرسىهاى بهم پيوسته تكيه داده‌اند ، و ما ايشان را با حور العين تزويج كرده‌ايم ( 20 ) . و كسانى كه ايمان آوردند و ذريه شان هم با ايمان خود - هر چند ضعيفتر از ايمان پدرانشان باشد - ملحق به ايشان شدند ، ما نيز ذريه شان را به ايشان ملحق نموده ، چيزى از پاداش آنان كم نمىكنيم ، براى اينكه هر كس در گرو عملى است كه كرده ( 21 ) . در بهشت آنچه از ميوه و گوشت كه هوس كنند پى در پى در اختيارشان قرار مىدهيم ( 22 ) . قدح شراب در بينشان دست به دست مىگردد ، شرابى كه نه مانند شراب دنيا لغوى در آن است و نه گناه ( 23 ) . و غلامان بهشتى كه در حسن و صفا چون لؤلؤ دست نخورده‌اند پيرامون ايشان و در خدمتگزاريشان آمد و شد دارند ( 24 ) . و بهشتيان به يكديگر روى آورده احوال هم را مىپرسند ( 25 ) . مىگويند : ما قبل از اين كه در دنيا بوديم نسبت به خويشاوندان خود خيرخواه بوديم ، و از خطر هلاكت زنهارشان مىداديم ( 26 ) . ( و به خاطر همين خيرخواهى ) خداى تعالى بر ما منت نهاد ، و از عذاب درون سوز جهنم ، حفظمان فرمود ( 27 ) . آرى روش ما قبل از اين چنين بود كه همواره او را مىخوانديم ، چون مىدانستيم كه او نيكوكار مهربان است ( 28 ) .